در ص 22کتاب درموردجمله های خبری که پایانشن نقطه میگذاریم وجمله های پرسشی که علامت سوال ؟ میگذاریم توضیح میدهدوهمچنین به جمله هایی که با احساس ما سروکار داردیعنی جمله های عاطفی توضیح میدهد که باید علامت تعجب بگذاریم
توجه داشته باشیم که پایان جمله های امری هم نقطه بگذاریم
مثلا به بزرگترها احترام کن .
چه روزهایی را به استخر میروی ؟
من به بزرگتراز خود احترام می گذارم.
عجب روزهای 13نوروز یا باد می آید یا باران
حالا شما بگویید اسم جمله های بالا چیست؟
درمورد پرسشهای زیردقت کنید شاید سوال امتحان شماباشد
1-دربیت ای نام تو بهترین سر آغاز بی نام تو نامه کی کنم باز
در کدام مصرع فعل حذف شده ؟
2-کلمات زیر را معنی کنید
مونس قصه نانموده هست کن
اساس هستی درازدستی کوته
عنایت الهی ظلمت خود
3-در عبارت الهی دلی ده که درکار تو جان بازیم چند جمله وجود دارد؟
4-هرگاه عبارتی دارای معنی کامل باشدوشنونده منتظر نماند به آن چه میگوییم؟
5- شخصیت بخشی را در مثالی توضیح دهید؟
6-کلمه هخای زیر را معنی کنید
ایام طفولیت متعبد
شب خیز مصحف دوگانه ای بگزارد
غفلت درپوستین خلق افتی
7-کتابهای زیر از کیست؟
الهی نامه گلستان کویر
8-انواع جمله را نام ببرید وبرای هر یک مثالی بزنید
9-لغات زیر را معنی فرمایید
می نگریستم هیجان زلال
یقین دارم شگفت عظمت
جاذبه لطیف دیرینه
وداع معصوم خالق
10-برای کلمات زیر همخانواده بنویسید
غرقه نقطه خالق
حس معرفت عظمت
پایدار باشید این سوالات از صفحه 1تا20کتابتان است بخوانید که در امتحانتان می آید
سلام
همبشه برای من سوال بود کلمه بقال ریشه اش چیه تااینکه چندی
پیش دریافتم بقل به معنی سبزی است وبقالی یعنی سبزی فروشی و
بقال یعنی سبزی فروش که این کلمه هم مثل خیلی کلمه های دیگر معنی خود را از دست داده است این کلمه عربی است وخوشبختانه به سبزی فروشی تبدیل شده ومتاسفانه شغل خواروبار فروشی به سوپرمارکت که یک کلمه غربی است مبدل شده
بدانیم تا جهل را از خود برانیم
نوبهاری آمد
تاکه سردی زمستان ببرد از خاطر
میدهد سرسبزی به درختان وبه کوه و بر دشت
جامه رنگی وزیبا به تنش میپوشد که فریبد مارا
باز آید از راه
نرم وآهسته وآرام زمستان دگر
نه که تنها ببرد خواب درختان ومرا
بلکه تورا
همچو تمساح قدم آهسته به سوی آدم
بی صدا می آید تابه کامش بکشاند در جا
همه از بهر قدومش چه سروری بکنیم
با لباس نو وباشادی وشور میکنیم غصه وغم از دل دور
تا که از یاد بریم یک زمستان کم شد باز از عمر عزیز
کاش آگاه شویم
که زمستان برجاست
نوبهار می آید
وزمستان
با وقاری سنگین
میرود آخر صف که شود نوبت او